نگار تمام زندگی من
خاطرات و عکسها

[ دوشنبه 28 فروردين 1391 ] [ 20:12 ] [ نگار و مامان ] [ ]
[ چهارشنبه 5 شهريور 1393 ] [ 18:34 ] [ نگار و مامان ] [ ]

بعد از چند ماه غیبت بالاخره اومدیم با اتفاقات خوب و بد

توی تعطیلات تابستون چند تا مسافرت رفتیم که عکساشو میذارم

اول سفر مشهد بود که امام رضا بعد از سه سال دعوتمون کرذ

پارک جنگلی گلستان

نگار خانم در حرم امام هشتم

لابی هتل درویشی مشهد

نگار و بابا و حسام

روز عید فطر هم رفتیم دیزین و از هوای خوبش لذت بردیم

سفر به شمال که برامون با یه خاطره بد همراه شد توی این سفر بهمون خبر دادن که مادر بزرگ نگار از دنیا رفتن ناراحت

مادر بزرگ دوست داشتنی ما

جنگل آمل

غروب زیبا

غروب ودریا

سفر به دبی

پارک آبی

نگار در دنیای شکلات

نگار و اسمارتیز ها

از همه دوستانی که در نبود ما به وبلاگ نگار سر زدن و از ما احوالپرسی کردن سپاسگزارم.

 

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 1:55 ] [ نگار و مامان ] [ ]

انگار همین دیروز بود که النا دختر دایی نگار به دنیا اومد و من عکسشو که توی بیمارستان گرفته بودم اینجا گذاشتم

یک سال به سرعت برق و باد گذشت و ما هفته پیش تولد النا جونو جشن گرفتیم

الان دیگه النا خانم برای خودش خانمی شده و کلی دلبری میکنه

دست مامان گلشم درد نکنه که برای تولدش خیلی زحمت کشیده بود

[ چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 ] [ 21:12 ] [ نگار و مامان ] [ ]

گاهی دلت از زنانگی میگیرد

 

 

میخواهی کودک باشی دختر بچه ای که به هر بهانه ای به

 

 

آغوشی پناه میبرد و آسوده اشک میریزد

 

زن که باشی باید بغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی

 

صبور ترین مو جود خدا روزت مبارک

روز مادر بر تمام مادران نی نی وبلاگی مبارک

 

[ سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ] [ 18:43 ] [ نگار و مامان ] [ ]

آخرین روزهای سال 91 سفری به کیش داشتیم جای همه دوستان خالی سفر خوبی بود و خوش گذشت

هوای عالی و عاری از دود و آلودگی خیابونهای خلوت و بدون ترافیک و آبی بیکران دریا

پارک دلفینها

نگار در چنگال دایناسور

قایق سواری و دیدن ماهی های زیبا در دریا

البته نگار خانم توی ابن سفر هم دست خالی برنگشت و از بازار پردیس برنده یک دستگاه جارو برقی شد

اینم عکسش

[ دوشنبه 19 فروردين 1392 ] [ 2:16 ] [ نگار و مامان ] [ ]
[ يکشنبه 4 فروردين 1392 ] [ 15:39 ] [ نگار و مامان ] [ ]

امروز صبح که بیدار شدیم حسسسسسسسابی غافلگیر شدیمتعجب

برف اومده بود اونم چه برفی متفکرحدود 30 سانت برف روی زمین بود اونم شب عید که همه درختا جوونه زدند

خلاصه ما هم به پیشنهاد نگار خانم شال و کلاه کردیمو رفتیم بالای پشت بوم نیشخند یه برف بازی جانانه کردیم بعدشم یه اثر هنری خلق کردیماسترس

اینم نگار خانم در حال خلق اون اثر هنری که گفتم

اینم اثر هنری برا چی میخندین

آدم برفی به این خوشگلی دروغگو

[ پنجشنبه 17 اسفند 1391 ] [ 14:11 ] [ نگار و مامان ] [ ]

اینم یه ایده برای بچه هایی که به میوه خوردن علاقه ای نشون نمیدن خوشمزه

[ سه شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 23:07 ] [ نگار و مامان ] [ ]
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 12:43 ] [ نگار و مامان ] [ ]

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

به صد یلدا الهی زنده باشی   اناروسیب و انگور خورده باشی

اگر یلدای دیگر من نباشم     تو باشی و توباشی و تو باشی

این دسرها رو برای شب یلدا درست کردم

پاناکوتای انار

ژله هندونه

ژله انار تخم مرغی

ژله نیمرو

یادمان باشد با آمدن زمستان اجاق خاطره ها را روشن بگذاریم تا دچار سردی فاصله ها نشویم.

 

 

[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 0:23 ] [ نگار و مامان ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

ÏÑÈÇÑå æÈáǐ

یادداشتهای امروز من ...یادگاری برای فردای تو
Çã˜ÇäÇÊ æÈ

Myspace Stuff